سفرنامه ی چابهار بندر همیشه بهاری

سفرنامه ی چابهار بندر همیشه بهاری و توریستی در ایران

سفرنامه ی چابهار

سفرنامه ی  چابهار: مسیری طولانی در پیش روی داشتیم. حدود 20 ساعت با اتوبوس. ولی طبیعت بکر و منحصربه‌فرد آنجا، خستگی راه را از تن به درمی‌کرد.

باغ میوه‌های استوایی و درختان انبه، گل‌افشان، منطقه درک تلاقی کویر و دریا باهم، قایقرانی در خلیج گواتر و تماشای دلفین‌های بازیگوش، بازدید از کوهه‌ای مریخی بدون اینکه نیاز باشد به مریخ بری و دریاچه صورتی‌رنگ لیپار…

در یک نگاه همه‌چیز زیبا بود و در نگاهی دیگر همه‌چیز زشت بود… می‌توان گفت زشت و زیبا در کنار هم. گاهی این زشتی‌ها مانع از دیدن این‌همه زیبایی‌هایی که طبیعت به ما هدیه داده می‌شد.

فقر در آنجا بیداد می‌کرد. فقر در نگاه ملتمس کودکان پابرهنه بالباس‌های رنگارنگ محلی ولی مندرس و چشمان مشکی زیبا ولی مغموم فریاد می‌زد.

دومین روز سفر برای بازدید به دریاچه لیپار (صورتی) رفتیم.

کودکانی که روزها منتظر گردشگران بودند. ذوق‌زده با کیسه‌های نمک دریاچه در دست و پای‌برهنه، مسیری طولانی به سمت اتوبوس می‌دویدند تا بتوانند نمک‌ها را فروخته و کمک‌خرج خانواده هایشان باشند که هیچ شغل و درآمدی ندارند جز یارانه!

تماشای دریاچه لیپار با آب‌های صورتی‌رنگ آدمی را به وجد می‌آورد و در کنار آن تماشای چهره‌های رنگ‌پریده کودکان بلوچ با پاهایی برهنه و چشمانی که هزاران حرف ناگفته در خود داشت دل هر بیننده‌ای را به درد…

«زشت و زیبا در کنار هم»

اسفند 96 چابهار

ارسال شده از طرف پرتو رسولی پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *